بهمن ۴ ۱۳۹۰
زندگی یعنی تو بخندی و من ببینم…
توی راهرویی ایستادم که شاید فکرش رو نمیکردم یه روز از اینکه بخوام MRI بدم وحشت زده باشم گوشهامو تیز کردم ببینم بغل دستیهام که توی دستشون IV LINE تزریقه چی میگن؟؟درد داشته یا نه؟نمیدونم چرا انقدر آقایون نسبت به خانمها بیشتر اه و ناله میکنند…
دیروز اسم منم توی بیمارستان سوژه ای شده بود همه به اسم “دلژین ” پذیرش بهم میدادن…صدام میکنن آرش میاد لباس و داروهام رو میده بهم و میرم تو…راستی چه لباس ابی خوشرنگیه بجای اون روسری دست و پاگیر هم روی موهام یه کلاه میذارن ![]()
دیروز همه خوش اخلاق بودن!خانمه میاد بطرفم میگه به به خانم دلژین بالاخره امدی داخل بیا بشین برات آی وی لاینت رو بذارم…آستین دست راستمو میزنه بالا کبودی ناشی از یه خون گرفتن ساده رو که میبینه یه نچ نچ میکنه و استین چپ رو میزنه بالا یا علی مدد دو سه بار لاین رو جابجا میکنه تا خون رو میبینه…
روی تخت مخصوص ام آر آی دراز کشیدم هوا این تو سرده بهم تاکید میکنه که وقتی وارد دستگاه میشی سر و صدا زیاده اصلا نترس چشمات رو ببند و بگو بسم ا…
یعنی اون تو جشنواره صداهاست از هر نوع بگی طوریکه جرات تکون خوردن نداری بالاخره بعد حدود نیم ساعت تموم میشه برای منی که از محیطهای بسته همیشه وحشت داشتم تموم شدن این پروسه حکم زندگی دوباره رو داره…چشمام پر اشکه وقتی میبینمش اضطراب رو میشه توی چشماش خوند…خدایا چی شد من که خوب بودم چرا به این روز افتادم…
حالا باید منتظر جواب باشیم لحظه های بد عمرم رو دارم میگذرونم تنها ایستادم آرش رفته داخل پشتمو میکنم به در شیشه ای هر چه بادا باد تا آخر عمر دست کشیدن از دندونپزشکی … کنار اومدن با ضعفهام…چند برابر شدن مسئولیتهای ارش و …
ام ار ای نرماله…وااای خدااا باورم نمیشه … گیجم…ارش یادش رفته کمکم کنه دکتر بهش یاداوری میکنه…میخندم…میخندیم…
***بدک نیستم…تا دو سه هفته دیگه احتمال داره بهتر بشم…دعا کنید…
***عنوان : از تویتتهای دیروز آرش در بیمارستان




بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۵:۲۳:۰۳
دلژین عزیزم وای استرس گرفتم وقتی میخوندم
ولی به اخرش که رسیدم یه نفس راحت کشیدم
انگار خودم یا یکی از عزیزام براش مشکلی پیش اومده
ایشالله همیشه سلاااااااااامت باشی
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۱:۱۳
فدااااااااات بشممممممممم مننننننننننن
بوووووووووووووس
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۵:۳۷:۱۷
آخی دلژین. چی شدی؟ چرا رفتی آزمایش؟
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۰:۳۸
فعلا مثل اینکه به خیر گذشت
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۵:۵۶:۰۸
inshalla hamishe salamt bashi va bekhandi
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۰:۰۵
ممنون عزیز
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۶:۱۱:۱۶
:)…
ایشالا خوب بشید.
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۸:۳۵
ممنون
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۶:۳۷:۲۷
چی شده دلژین جون؟؟؟!!
بلا به دور باشه…
گفتی نرمال بود و پس خدا رو شکر مشکلی نیست.درسته؟؟؟!!
به روی چشم.حتما برات دعا هم میکنیم با یه دنیا انرژی خوب
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۷:۰۱
اره نرمال بود ام ار ایم خدا رو شکر
مرسی از دعاااا
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۷:۰۵:۳۸
سلام
شما دومین لینک من هستین که توی این روزها از ابتلا به بیماری صحبت میکنه
نمیدونم چی شده اما براتون آرزوی سلامتی و بهروزی دارم
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۶:۰۹
سلام دکتر جان
ممنون برای ارزوی سلامتی
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۷:۵۲:۰۷
دلژین جون خدا بد نده !!! چی شده؟؟؟؟؟؟!!!

منم یکبار ام آر آی دادم
یک تخت سر . نمیدونستم اینقدر صداهای توش وحشتناک باشه
مال من از سر بود..انواعی از صداهای مختلف
صدای توپ و تانک و مسلسل
مثل یک قبر می مونه مخصوصا اون تو که میری حس میکنی زندانی شدی
حس خیلی بدیه
من که یادمه جیغ زدم تمامش کنید!!!
خوشحالم که نرمال بوده
امیدوارم هیچ غمی نداشته باشی و شاد و سلامت باشی
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۵:۲۵
مال منم از مغز و نخاع بود خیلی ترسناک بود
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۷:۵۶:۲۰
چی شدی دلژین؟
همینکه MRI نرمال بوده، نشونۀ خیلی خوبیه.
ایشالا که میشی مثل روز اول
نگران نباش.
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۴:۲۱
امیدوارم که ۲-۳ هفته دیگه همه چی روبه راه میشه
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۱۸:۱۴:۳۶
سلام دلژین جون
خوشحالم که چیز مهمی نبوده
امیدوارم همیشه سلامت باشی ولی یادت باشه نگرانمون کردی
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۳:۲۹
ببخشید اگه نگرانتون کردم :***
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۰:۲۸:۳۴
چی شده خانوم دکتر ؟خدا بده نده ؟ایمدوارم با خبرای خوب برگردی
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۲:۴۸
خدا رو شکر به چیزی که مشکوک بودن رد شد
بهمن ۰۸, ۱۳۹۰ @ ۱۳:۰۱:۱۸
خیلی خوشحالم که همه چیز اوکی بوده
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۴۲:۲۸
بووووس
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۰:۳۵:۲۲
درود
امیدوارم همیشه سالم باشید و خندان
و بیننده خنده ها
چقدر خوبه که یک روز همه خوش اخلاق باشند ها
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۱۲:۰۵
سلام
ممنون بابت ارزهای قشنگنون
اینکه پرستارها و پرسنل بیمارستان خوش اخلاق باشن خیلی خوبهههه
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۰:۴۳:۴۴
راستی یادم رفت بگم منم هرجا میرم اسمم سوژه میشه برای ارتودنسی هر وقت میرفتم دکتر و پرستار منو مستانه صدا میکردند!
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۰۶:۲۹
:***
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۰:۴۶:۳۴
سلام از خوانندگان خاموش بودم اما با خواندن این پستتون نگران شدم انشالله همیشه سالم وسلامت باشید و این روزها هم ختم به خیر شود
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۰۶:۱۵
ممنون لیلا جان
بهمن ۰۴, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۵۴:۱۱
سلام
امیدوارم حالتون خوب بشه و سلامت و دل شاد باشید
درد ، درد داره ، اما درد عزیز ، زجر داره …
دومی ، از اولی سخت تره ، این چند ساله کم تجربه اش نکرده ام …
باز هم خدا رو شکر
امیدوارم تنتون سالم باشه و دلتون شاد دکتر
خوش باشید
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۳۱:۰۷
سلام
ممنون
امیدوارم شما هم همیشه شاد و سلامت در کنار عزیزانتون باشید
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۰:۴۳:۲۸
زود خوب شو گلم

بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۳۰:۰۴
بلفی جووووونممممم :***
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۰:۴۵:۴۹
?are u ok dear
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۹:۳۹
بهترم خدا رو شکر
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۱:۰۷:۲۲
سلام عزیزم
وای خدا بد نده
خوشحالم که الان بهتری و به خیر گذشت
همیشه سرحال و سلامت باشی عزیزم
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۹:۱۶
آنی خوشگلممم سلااااام
دلم واست یه ذره شده
واسم دعا کن میدونم دلت خیلییی پاکه
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۱:۲۸:۰۶
دلژیییییییین ؟
خوبی الان؟ نگرانت شدم آخه چرا ام آر آی توی این سن؟ زودی بیا جواب قطعی سلامتیت رو بده، باشه؟
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۸:۱۱
مامان امی نبینم بغض کنی خوشگلمممم
اومدم واست نوشتم
دعام کن
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۴:۳۶:۲۵
دلژین جان
همیشه تندرست باشی و شاداب…
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۷:۲۱
آذین عزیزم مرسی گلمممم :***
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۷:۳۵:۴۱
سلام دکتر جان
نمی پرسم چی شده
فقط بگو خوبی یا نه؟
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۶:۴۴
سلام عزیزم
خیلی بهترم البته دو سه هفته روند بهبودی طول میکشه
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۹:۳۹:۳۵
دلژین جان امیدوارم که حالت خوب باشه.
م که رفته بودم ام ار ای پلاگ دادن تو گوش بزاریم که صداها رو نشنویم به دوستم هدفون داده بودن که موسیقی ملایم پخش میکرده.
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۵:۵۴
ممنون گلم
به منم دادم ولی صداها رو واضحتر میشنیدم!!!
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۰۹:۵۷:۱۱
منم یه خواننده خاموشم دلژین جان..باور کن نفسم گرفت تا اومدم همه پستت رو بخونم ..خیلی خوشحالم که خطر رفع شده مطمئن باش اینجا یه عالمه دوست داری که خیلی دوستت دارن و واسیت دعا میکنن..من منتظر خبرای خوبم هااا
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۵:۰۲
سلام عزیزم…ممنونم از همه شما دوستای خوبم
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۱۸:۴۳
اامیدوارم همیشه سالم باشی خوشحالم جوابش خوب بوده
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۴:۱۴
مرسی عزیز دلم :*
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۵۷:۲۱
خدا رو شکر که خوبی امیدوارم زود دو سه هفته بگذره و سالم و سرحال باشی
میگم نکنه تو هم دیسک کمر داری
من هم شده ام اون طوطی که شیشه روغن رو ریخت هرکی میره ام ار ای یاد دیسک کمر می افتم
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۵:۲۱
مرسی عزیزم
نه مشکلی فعلا توی کمرم ندارم
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۳:۴۸:۰۰
MRI
خیلی خیلی خیلی حس بدیه اون همه جونگولاسیونم که تو گوش میکنن فایده ای نداره
خوش به حالت مشکلی نداری
من مهره ۳ و ۴ و ۵ ام دچار مشکل شده
ایشالله همیشه سالم باشی دلژین جان
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۴:۳۶
ایشالله که مشکلات تو هم زودی حل بشه
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۴:۱۸:۳۴
شکر خدا که سلامتین..گاهی پروسه های پزشکی آنقدر دردناکه که ضربه های روحیش تا مدتها برطرف نمیشه..ولی خوشحالم از اینکه همه چی با یه وضی به خیر گذشته ها…
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۳:۵۵
مرسی خاله آذر عزیز
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۱۶:۴۷:۵۳
سلام دلژین جان
خدا رو شکر که جواب ام آر آی خوب بود. ایشالا یکی دو هفته دیگه که گفتی نگرانیت به کل رفع میشه.برات دعا میکنم
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۲:۳۲
سلام عزیزم
ممنون
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۱:۲۴:۲۵
خیلی خوشحالم که چیز مهمی نبوده..
گاهی بعضی اتفاقا فقط نقش تلنگر رو تو زندگیمون دارند….
همیشه خوب باشی ..همیشه…
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۲:۰۲
نسا جوووووووووونم مرسی
همه پستهات رو میخونم ولی اینروزا تایپ کردن یخورده واسم سخت شده ببخش که کامنت نمیذارم واست
میبوسمت
موفق باشی گلم
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۱۴:۵۰:۳۱
همین که هستی…همین که می خونی یه دنیاست دلژین…
خوووووووووووب استراحت کن.
بهمن ۰۷, ۱۳۹۰ @ ۱۴:۱۵:۳۱
فدات بشم عزیز دلم
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۲:۳۶:۵۸
خیلی خوشحالم که جوابش نرمال بود.انشالله همیشه سلامت و شاد باشید
بهمن ۰۵, ۱۳۹۰ @ ۲۳:۲۰:۳۹
مرسی عزیزم
تو هم همیشه شاد و سلامت باشی
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۰۳:۵۹:۱۱
الهیییی چه رمانتیکه این آرش شما. ایشالله خوب خوب باشه همه نتایج و برگردین به بهترین دوران و حتی بهتر از اون
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۶:۳۵
ممنون دکتر جان
تو هم شاد و سلامت باشی
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۰۸:۳۶:۵۱
همیشه سلامت باشی تا برسم آخرش و نتیچه رو بفهمم سخت بود .قدر آرش رو هم بدون این حور مردها دیگه نیستن من حتی تو رویاهام هم نمی بینمشون …..هر دو زنده و شاد و سلامت باشین.
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۵:۵۸
ممنون عزیزم
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۳۷:۴۳
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۵۸:۱۳
ممنون مهندس جان
بهمن ۰۶, ۱۳۹۰ @ ۱۶:۵۴:۳۶
سلام دلژین جان

ایشاا… همیشه سالمو سلامت باشی و دلت شاد باشه
امیدوارم بهتر بشی عزیزم
بهمن ۰۷, ۱۳۹۰ @ ۱۴:۱۵:۱۰
سلام عزیزم
ممون
بهمن ۰۷, ۱۳۹۰ @ ۰۰:۰۴:۲۷
سلام خانوم دکتر وقتی خوندم خیلی ناراحت شدم امیدوارم مشکل خاصی پیش نیومده باشه…ام آر آی تو خانم های جون منو یاد ms میندازه البته دور از جون شما…الحمدلله که ختم به خیر شده
بهمن ۰۷, ۱۳۹۰ @ ۱۴:۱۴:۵۰
سلام اقای دکتر
التهاب در مخچه جا خوش کرده فعلا!!!
متاسفانه خانمهای همسن خودم رو زیاد دیدم با تشخیص ام اس
ممنون
بهمن ۰۸, ۱۳۹۰ @ ۱۳:۲۰:۰۱
سلام عزیزم..
این پست و الان خوندم نمیدونم چرا وقتی آپ کرده بودید تو لینکهام بالا نیومده بود.. به هر حال خوشحالم که سلامتی و مشکلی وجود نداشته.. امیدوارم هیچوقت ناراحتی نداشته باشی چه جسمی چه روحی
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۴۲:۱۰
سلام عزیزم
ممنون
گل پسرت رو ببووس
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۰۱:۱۹:۴۳
سلام دکتر دلژین. خدا بد نده. منم ام اس به ذهنم رسید. خوشحالم که به خیر گذشت. این روزا یک کمی زود این تشخیصو میذارن. به نظرم هزینه روانی زیادی تحمیل میشه. شایدم چاره دیگه ای نباشه. من تجربه ام آر آی دارم. اونم دوازده سال پیش. مرکز سهروردی بود. یه لابیرنتیت ویروسی گرفتم که واسه رد نورینوم اکوستیک از سرم ام آر آی گرفتم. راستش اونقدر خسته بودم که داخل دستگاه خوابم برد. یکی دو بار اول با صدای مهیب دستگاه بیدار شدم اما بعدش دیگه عادی شد و حسابی خوابیدم.
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۴۰:۲۳
سلام دکتر جان
انقدر راحت و سریع بدون ام آر آی تشخیص گذاشتن که یک آن دنیا روی سرم خراب شد
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۰۶:۲۸:۳۳
خدا رو شکر……….
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۳۸:۵۳
ممنون :)
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۰۶:۵۰:۱۷
ای وای عزیزم. تمام خاطرات تلخ پارسال و بهار امسال و این دکتر و اون دکتر یادم افتاد. میفهمم چی میگی .
خوشحالم که خوبی. نبینیم مریضیت رو خانم دکتر.
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۳۸:۱۵
:*
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۵:۳۹:۰۲
سلام.من اولین باره میام اینجا رو می خونم.
میدونم چی کشیدید
منم طی یک ماه گذشته دچار بیماری شدم و یه هفته کارم این بود هی برم mri در طرح ها و رنگ های مختلف
خدا رو شکر که واسه شما نرمال بود
ولی واسه من تومور نخاعی بود
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۸:۲۲:۴۴
سلام عزیزم
امیدوارم الان بهتر باشی
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۵:۴۳:۴۴
البته بعد از عمل و کلی دنگ و فنگ معلوم شد التهابه
برای شمام با بی حسی اندام ها شروع شد؟
دکتر اولیم قبل از دیدن کامل mriبهم گفت ms داشتم سکته میزدم
انشاالله که همه سالم باشن…
بهمن ۰۹, ۱۳۹۰ @ ۱۸:۲۱:۵۵
نه عزیزم من بی حسی نداشتم
ایشالله شما همم همیشه سالم و سرحال باشی
اسفند ۰۱, ۱۳۹۰ @ ۱۲:۱۸:۴۲
عزیزم برات سلامتی و شادکامی آرزو میکنم و انشااله که چیزی نباشه و نگرانیت برطرف شه
اسفند ۰۲, ۱۳۹۰ @ ۱۹:۴۶:۱۲
ممنون عزیزم ایشالله…
اسفند ۰۱, ۱۳۹۰ @ ۱۶:۲۴:۱۹
درضمن از تعریفی که از زنگی کردی خیلی خوشم اومد واقعآ پر معنا بود متشکرم.
اسفند ۰۲, ۱۳۹۰ @ ۱۹:۴۵:۳۱
خواهش میکنم