آبان ۲۵ ۱۳۸۹
دوسش داری؟؟؟خب بهش بگو…

آبان ۲۵ ۱۳۸۹

توسط دلژین • درد دلهای دلژین • ۱۴۰ • برچسب ها: دوست داشتن, رویا, شهامت, غرور
دلژین هستم...متولد سال 1360,متاهل , دندانپزشک... دلژین یه اسم کردیه بمعنای " قلب زندگی "... این جمله رو همیشه از من یادتون باشه: Be Yourself ... یه خانم هستم با نقشهای متفاوت در زندگی, یک فرزند , یک همسر , یک عروس ,یک خواهر, یک دوست , یک دندانپزشک و ... ولی همیشه سعی میکنم خودم باشم!
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۲۰:۵۲
از اون جایی که من یه بهمنی کله شقم .هر وقت از کسی خوشم اومد بهش گفتم .نه شنیدن از فکر و خیال واهی خیلی بهتر .
موضوع خوبی رو مطرح کردی .ممنون عزیزم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۲۵:۲۵
قلبونتتتتتتتتت بشمممممممم منننننننننننننننن عزیز دلم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۲۲:۴۵
سلام دلژین عزیز
این نگاه مضحک قشر سنتیه که از زن زنانگی نمی خواد.از زن سکوت می خواد.حماقت می خواد.بربادرفتن می خواد
با مطلبی به روزم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۲۴:۵۷
دقیقااااااااااا موافقم ۱۰۰% … دوران زنانگی زن به پایان رسیده…
حنما میام ومیخونم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۲۸:۲۲
اینی که می گی رو قبول دارم!
ولی یه چیزی این وسط هست همون طور که دخترا این چیزا رو یاد نگرفتن پسرام یاد نگرفتن! اونام دوست ندارن این چیزارو بشنون من اینو در مورد دوست نزدیکم دیدم و رو هوا نمی گم!
فرهنگش باید دوطرفه جا بیوفته
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۳۶:۱۴
میدونم چی میگی ولی من میگم حداقل دوستت دیگه از خودش در عذاب نیست که بگه من دوسش داشتم و نشد و اون دوستت الان به ذات اصلی آقایون پی برد …
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۰۰:۰۶
سلام
به موضوع خوبی اشاره کردید اما خب یه جا رو اشتباه کردید که میگید ۹۹درصد میگن نه الان دوره وزمونه عوض شده واکثر دخترا خودشون همسر ایندشونو پیدا میکنن و انتخاب
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۰۷:۲۰
بنظر من واقعا اینطور نیست شما از دوستتاتون چند درصد از دخترا رفتن به مرد موردعلاقشون اول ابراز علاقه کردن…من که بسیار کم دیدم و در واقع ندیدم هنوز…من نگفتم انتخاب نمیکنن بله الن دیگه خانواده ها نقش کمرنگی در انتخاب دخترشون دارن ولی اینطور نیست که خود دختر بره و به پسر موردعلاقه ش پیشنهاد ازدواج بده
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۱۵:۰۴
azizam mozo jalebio matrah kardi chun doste man daghighan dargire hamin mozo hast
ama motasefane asan in mozo ja nayoftade va khode pesar ham az in mozo kheili taajob mikone
be nazaram chenin harekaty kheili shahamat mikhad
chun kheili harfa badesh pish miad
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۳۱:۳۵
کار بسیار خوبی کردی که بهش گفتی چون الان حسرت اونو نخواهی خورد
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۰:۵۹
عالی بود
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۳:۳۰
دقیقا مثل پست خودت که عالی بود
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۱:۵۷
من هم همیشه از یکی از پسرهای کلاسمون خوشم میامد و عاشقش بودم ولی اون اصلا توجهی به من نداشت
خیلی دوست داشتم برم و بهش پیشنهاد اشنایی بیشتر بدم ولی نمیتونستم برم یعنی نمیشدکه برم … یه مدت ماشینش را گذاشته بود تعمیر گاه و با سرویس دانشگاه رفت وامد میکرد و از قضا یک روز اتفاقی پیش هم نشستیم و چند دقیقه با هم صحبت کردیم شاید باورت نشه ولی توی اون لحظات بدنم کاملا برافروخته شده بود…عاشقش بودم… حسی رو نسبت بهش داشتم که به هیچ کس دیگه ای نداشتم…و ندارم… و بعد از چند سال هنوز هم روزی نیست که به یادش نباشم…افسوس…
فقط میتونم بگم امیوارم یه روزی این تابوهای مزخرف برداشته بشه و ما دخترها هم بتونیم به پسری که دوست داریم پیشنهاد بدیم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۳۲:۴۲
امیدوارم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۱۴:۴۱
سلام.وای اینقد به من می گن دوست دارم که دیگه کلافه شدم.بعله.
چرا دماغم داره دررررراز میشه.ای خدا غلط کردم…..
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۳۲:۰۷
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۴۷:۱۵
میشه بذاری نظر خصوصی بمونه؟
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۴۸:۵۹
عزیزم ببخشید نمیدونستم خصوصیه…اگه خواستی خصوصی بذاری فبل از کامنتت بنویس ” خصوصی ” …بازم ببخشید چون ننوشته بودی accept کردم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۳:۰۹:۰۲
راستش هیچوقت پیش نیومده که از کسی خوشم بیاد و بخوام بهش حرف دلمو بزنم … بیشتر بقیه از من خوششون اومده و پیشنهاد دادن !
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۳:۱۷:۳۴
رها بانو هستی دیگه عزیزززززززممممممم
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۳:۳۳:۵۳
واسه دوست منم همچین موقعیتی پیش اومده. هر چی بهش میگم برو جلو و بهش بگو بهونه میاره. فعلا بهانش کنکور ارشده. اما فردای کنکور خودم میبرمش پیش اقای مربوطه

واسه من تا حالا پیش نیومده اما فکر کنم اگه پیش از اونجا که خیلی مغرورم و همیشه دوست دارم انتخاب کنم نه اینکه انتخاب بشم میرم و بهش میگم. مرگ یه بار شیون یه بار
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۴:۵۹
بوووووووسسسسسسس…حتما بفرستش بعد کنکور
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۳:۴۲:۳۱
عزیزم منم با شما موافقم ولی فک می کنم مشکل فقط شهامت دخترها نیست ! یک مشکل هم فرهنگ ماست ! که حتی یک پسر اجتماعی و تحصیلکرده هم از ابراز علاقه یک دختر خودش را عقب می کشه و غرور و توهم برش می داره !
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۱:۰۳
آبان ۲۵, ۱۳۸۹ @ ۲۳:۴۷:۵۸
عزیزم نمیدونی ………………….
اوه
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۰:۱۷
نهههههه والاااااا
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۳:۰۶
بابا روانشنااااااااااااااس…آفرین…مرسییییییییییییییییی
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۵:۱۵
اما من این کار رو کردم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۶:۵۵
آفرینننننن…من تحسین میکنم کسیکه این کار رو انجام داده و میگه…چون شهامت داره…بووووووووووس
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۸:۴۶
من خودم شخصا فکر میکنم خیلی خوب میشه اگه این سنتای غلط کنار گذاشته بشه اما با خودم فکرمیکنم اون پسر شاید راجع بع اون دختر یه فکرای ناجوری بکنه !! و فکر میکنم یه پسر هیچوقت نمیتونه عاشق اینجور دختری باشه !!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۴۲:۱۶
نمیدونم چی بگم…حال و روز دوستم خرابه
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۸:۵۹
میدونی دلزین جونم… حقیقت اینه که این قانون که دختر نباید از یه پسر خوشش بیاد دیگه شده یه باور… اونقدر که حتی اگه خوشمون هم بیاد احساس گناه میکنیم پیش خودمون…حالا چه برسه به اینکه به زبون بیاریمش!
نمیدونم باید بگم متاسفانه یا نه….ولی من با دکتر نوید موافقم… اینجا ایرانه… ولی این که گفتن مرد ارزشش رو نداره نه! قبول ندارم… ارزشش رو داره… عشق با چشمان باز…یعنی مطابق واقعیت نه صرفا رویاپردازی از راه دور و بدون تحقیق و شناخت ضمنی ارزشش رو داره …حالا این شد تناقض! و تمام این تناقض ها هم مثل همه ی تناقض های دیگه ست که مجبوریم باهاشون زندگی کنیم… شکستن ِ هر تناقضی هم تو جامعه ی متناقض ایران ، تاوان داره…بها داره… ریسک داره…
صادقانه بگم من اگه از یه پسر خوشم بیاد اصلا این باور که تو وجودم هست نمیذاره که به روی خودم بیارم چه برسه به طرف!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۴۱:۲۲
چون ما توی این شرایط بزرگ شدیم و این جزیی از تابوهای غیر قابل بخشش سنت ماست
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۰۹:۰۱
ولی من اگه از کسی خوشم بیاد هیچ وقت حاضر نیستم بهش بگم حتی به قیمت از دست دادنش .
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۴۰:۱۳
حال و روز دوستم که ندیدی قربونت برم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۱۳:۵۷
به شخصه ادم رکی هستم اما در این مورد راستش نمیدونم اگه جای چنین زنی بودم چی کار میکردم…فعلا که عاشقمون شدن و تموم شد رف!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۳۹:۲۶
پس دیگه کار از کار گذشته
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۰:۴۱:۱۵
چی بگم دلژین
حرفات حرفای منه
امشب که خوندمت ، حرفات داغ دلمو تازه کرد
کی میدونه تو این دل چی میگذره
تو میدونی ؟ نه
مامان میدونه ؟ نه
خدا میدونه ؟ “؟”
اون میدونه ؟ آره میدونه چون خودم بهش گفتم که دوسش دارم
این جمله رو آخر نامه براش نوشتم :
خوشحالم که تو رو پیدا کردم و بدون که دوستت دارم
اما هنوز بی جواب مونده .
نمیدونم دیگه چطوری باید بهش بگم که چقدر دوسش دارم
اگر یک روز دیدمش که یک انگشتر تو انگشتشه چکار کنم
جواب دل رو چی بدم .
خدایا چرا اون رو گذاشتی سر راهم . چرا مهرش رو به دلم انداختی
http://www.persiantracks.com/kkc0/persianm/HAYDEH/shabe eshgh/dele divoone.mp3
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۸:۲۸
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۱۷:۴۴
من به عنوان یه مرد قبل از ازدواج اگه یکی بهم ابراز علاقه می کرد خیلی طبیعی باهاش رفتار می کردم و سعی می کردم ببینم به من می خوره یا نه. البته اون موقعها مردم خیلی بسته تر از این بودند. ولی من از قدیم اکثر این سنتها را قبول نداشته و ندارم.
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۹:۳۳
چه آقای خوبییییی
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۲۱:۴۸
سلامممممممم
من باهات موافقم واقعا همیشه یه سوال نگفته تو ذهنت باقی میمونه و حسرت دونستن جواب…
خوردن احساس گاهی تا مدت های طولانی فکر رو درگیر خودش میکنه.و ناخود آگاه تو
رو کل زندگی آدم تاثیر میزاره……..
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۵:۳۵
آره عزیزم درسته
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۲۵:۴۴
الان این دوستت حال و حواش چطوریه که این قدر روش تاکید میکنی؟
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۵:۰۷
خب معلومه دیگه همش داره به اون شخص فکر میکنه و سردرگمه
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۳۹:۰۰
سلام دلژین عزیزم ..مدتهاست که میخونمت و ساکت بودم اما در مورد این پستت..من از اون دخترایی بودم که خودم به کسی که دوستش داشتم ابراز علاقه کردم و رابطه ی خیلی خیلی خوبی رو هم به مدت ۳ سال با هم داشتیم اما دو تا مشکل همه چیز رو به هم ریخت یکی حرفهای ۱۰۰ تا یه غاز اطرافیان به خاطر پاپیش گذاشتن من و دوم تاثیر پذیری خانواده ها از این قضیه و خیلی بد میدونن و همین ها باعث شد از هم جدا بشیم و هنوز که هنوزه بعد از ۳ سال از جداییمون هنوز به هم فکر میکنیم ..همیشه باید دید گاهها رو کمی تغییر داد اما من مطمئنم اگر یه بار دیگه عاشق کسی بشم حتما بهش خواهم گفت..
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۴:۲۳
آفرین بر تو عزیزم…امیدوارم بهترین اتفاقها توی زندگیت بیفته
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۴۲:۰۳
حرفای قشنگی بود کاش بهشون میشد عمل کرد عزیز دلم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۳:۲۳
کاشکی میشد بهشون عمل کنن خانمها
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۳:۰۷:۳۱
یه استادی داشتم می گفت: یه بار یه کاروان از یه جایی رد می شد که می بینند یه چیزی از دور می درخشه کاروان یک ساعت راهش رو کج می کنه میره بسمت اون شی درخشان و یک ساعت هم طول می کشه تا برگرده به جای قبلیش. می رند می بینند که یه تکه شیشه شکسته است جوری افتاده و قرار گرفته که از دور می درخشیده!!!!!!!!!
اگه اونا این وقت رو نمی زاشتند و این مسیر رو نمی رفتند تا آخر عمر حسزت می خوردند که اون چی می تونسته باشه!!!!!!!!! اما بعد که فهمیدند راحت به راهشون ادامه دادند!!!!!!!!
زندگی هم همینه اگه از کسی خوشت میاد بگو تا بعدا حسرتشو نخوری!!!!!احساسات مرد و زن نمی شناسه!!!!!!!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۲:۳۰
دقیقاااااااا…درود بر شما
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۵:۴۷:۳۷
سلام .
اولین باره که میام اینجا.
بحث خوبی رو پیش کشیدین. البته من به خودم این حق رو نمیدم که به جای خانم ها اظهار نظر بکنم. پس تو این مورد سکوت اختیار میکنم.
شاد باشی و رها.
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۰۱:۳۵
لطفا فقط بگو که اگه یه خانم بیاد و بهت بگه ازت خوشش میاد ظرفیتش رو داری؟؟؟چون خیلی از آقایون گفتن که این ظرفیت رو ندارن
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۰۶:۱۹:۴۶
salam.avalan dar sharayeti in matlabo matrah kardi ke badjor dargiresham. badam mano shoma zaheran ham senim va fekr konam mitoni modamo begiri.man az bachegi ke aslan nemidonestam eshq chie yeki ro dost dashtam .bavaret nemishe ama har vaqt mididamesh nemidonam chera tamame badanam gor migereft!10 sale pish ba ye bache poldare nonore bebakhshid biadabi mikonam ama be manaie vaqeie avazi ezdevaj kardam(lbate khastegaram bod)va2 sale ke be sakhti azash joda shodam!ama hanozam asheqe on adami hastam ke salhast dosesh daram.on 18 sal azm bozorgtare va hanoz ezdevaj nakarde.cheqadr delam mikhast behesh migoftam ke cheqad dosesh daram ama nemishe va nemitonam.5roze pish rafte bodam matabesh .dashtam sekte mikardam,hamasham migoftam khodaya nazar befahme hesam behesh chie ,vagarna aberom pishe famil mire!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!vaqean chera ma khanom a hata bayad az fekre kasi ke dosesh darim khejalat bekeshim.khososan ke man shakhsan midonam onam ye hesaie raje be man dare vashayad onam moraate ye chizaie ro mikone.ta 1mahe dige tebghe mamole in chand sal tatilate krismas mire alman pishe pesar khalash,be khodam migam in dafe qable inke bere behesh begam che ehsasi nesbat besh daram vali az stres mikham bemiram!!!!!!!!!!!!!!baram doa kon.doset daram azizam.
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۹:۱۲
عزیز دلم…بنظرم بهش بگو بخصوص اینکه میگی اونم یه حسهایی بهت داره…نذار پشیمونی توی دلت بمونه…واست دعا میکنم از ته ته دلم عزیز دلم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۲۱:۵۱
دلژین جون. اکثر آقایون ظرفیت ندارن.
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۵:۵۵
متوجه شدم چون خودشون همینجا اعلام کردن!!!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۳۸:۱۶
سلام
یه موردو فراموش کردین
خیلی از پسرها هم ظرفیت چنین موضوعیو ندارن
اگه بهشون ابراز علاقه بشه فردا همینو میکنن یه چماق و با کوچکترین انتقادی میگن تو خودت اول اومدی سراغ من یادت رفته؟
یه کار خطرناک هم اینه که شما مسئولیت رسوندن پیغام دوستتونو به عهده بگیرین
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۵:۳۱
دقیقا بعد از بحث توی وبلاگ فهمیدم که بعضی آقایون این ظرفیت رو ندارن… دارم روش فکر میکنم!! فکر کنم واقعا خطرناکههههه
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۳:۰۴:۳۵
دکتر جان یه چند باری به یه نفری که دوستش می داشتیم گفتیم که دوستت میداریم اما او زد تو ذوقمان. الان دیگر ذوقمان کور شده. کفتیم خفقان بگیریم بهتر است تا ضایع شویم.
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۴:۱۱
عجب بی ادبیییییییی بوده
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۳:۵۷:۴۹
خیلی بحث جالبیه. به نظرم اگر قرار باشه که دختر ها مثل قبل ساکت بمونن پس هیچ وقت فرهنگ تغییری پیدا نمیکنه. بالاخره باید یه حرکتی انجام بشه. خیلی از دخترها این کارو نمیکنن چون میترسن که بعدا پسر به رخ بکشه که تو اول اومدی سراغ من و از این نوع حرف ها ولی از نظر من اگر پسری بخواد این طرز فکر رو داشته باشه لایق دوست داشته شدن از طرف من نیست پس همون بهتر که بهش بگم و متوجه این طرز فکرش بشم…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۳:۴۲
دقیقااااا…حداقل توی ذهنت ازش یه قدیس نمیسازی دیگه
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۴:۱۱:۲۳
اولین بار بود که میدیــدم بــا این موضــوع، برخـــورد منطــقی شده !
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۹:۲۵
‘)
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۴:۴۵:۰۵
سلام من که بعید میدونم تو ایران کسی ازین کارا بکنه..خانوم دکتر
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۸:۱۴
الان توی همین وبلاگ چند تا خانم اومدن گفتن اگه پاش بیفته انجام میدن
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۵:۱۹:۲۲
اول اینکه به نظر من که کلا نباید از کسی خوشت بیاد!
دوم اینکه فکر میکنی پسرا براشون سخت نیست نه شنیدن؟
سوم اینکه …اینو نگم انگار بهتره!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۷:۳۹
…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۵:۲۹:۵۹
راستی به نظرم حالا که دوستت تا این مرحله پیش رفته که تو هم میدونی قضیه چیه و حالش هم بد شده خودت یه کاری واسش بکن غیر مستقیم به اون طرف بگو یا مستقیم دیگه خودت بهتر میدونی…ولی حتما کمکش کن الان فرصت واسه فرهنگ سازی نیست دلژین!تمام داستان و وقایعی که توش دختر اول عاشق شده هم با واسطه این موضوع به پسر گفته شده…خب برای هر کسی شاید سخت باشه دختر هم که هست دیگه بدتر!زودباش!یه وقت کار دست خودش میده ها!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۷:۱۰
شاید یه کاری کنم خودم واسش…فکر خوبیه…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۵:۴۱:۵۸
سلام
خانوم دکتر من احساس میکنم این سنت مسخره است… مسخره… البته فکر نمیکنم دختری هم اینکار رو بکنه!! منظورم اینه که خب شاید نره بگه دوست دارم ولی مثلا یه جوری ابراز تمایل میکنه واسه ارتباط… مثلا تو دانشگاه میاد و میگه جزوه میخوام! و توی هر شرایطی یه کار خاص…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۶:۳۲
خب دیگه من منظورم این نبود که اول بسم الله بره بگه سلام و دوست دارم که…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۶:۱۷:۱۸
یادم رفت بگم!
عیدتون مبارک خانوم دکتر…
امیدوارم امروز یه شروع دوباره داشته باشین…
شروع دوباره…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۵:۴۲
عید شما هم مبارک
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۶:۳۲:۲۵
دیدگاه شما در انتظار برسی است…..!
خسته شدم… بخونش دیگه لطفا! میدونم سرت شلوغه… خب روز عیده دیگه…
موفق باشی خانوم دکتتتتتتتر!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۵:۲۷
سلام…نبودم بخدا…الان اومدم نت
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۸:۲۳:۰۱
دلژین جون من که برعکسشو دارم مبینم.
دخترا همچین میریزن سر پسره که پسره کم میمونه اشکش دربیاید
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۴:۳۹
پسره باید دلشم بخواد!!!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۱۶:۱۳
من عاشق نشدم ولی اگه میشدم میگفتم مطمئنم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۴:۰۱
بهترین راهه
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۲۲:۲۹
به جون خودم نظر داده بودم؟!! کوش پس؟!!!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۴۳:۳۲
اینجا کامنتدونی باید توسط خودم accept بشه…
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۱۵:۳۶
باریکلا دکتر
چه بحث خوبیو مطرح کردی
ما یه بار وارد یه وبلاگ شدیم و حرفای کلیشه ای ندیدییییییم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۲۹:۵۶
مرسی از تعریفتون
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۳۱:۴۹
عید توام مبارککککککککککککککککک خانم گل
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۳۲:۴۷
عزیزممممممممممم…اینم عیدی من یه بوووووووووس خوشگل برای ندا جونممممممممم
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۲:۳۴:۱۱
آخ جون نظرمو خوند!!!
آخ جون…
حسابی امروز سرت شلوغ بوده ها :-۰
مهمون داشتین؟ آهان فهمیدم رفته بودین مهمونی؟!!!
آبان ۲۶, ۱۳۸۹ @ ۲۲:۴۳:۱۲
مهمونی بودم
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۰۲:۴۲:۰۳
سلام دلژین
چندبار برای من این اتفاق افتاده. اتفاقا یکبار دیدم طرف خیلی اذیت میشه و نمیتونه به من بگه. خودم غیرمستقیم بش گفتم ولی جالبیش این بود که طرف منکر همه چیز شد و گفت تو اشتباه میکنی. به هرحال من دیگه عذاب وجدان نداشتم.
این موضوع خیلی سخت نیست ولی کاملا به شخصیت دوطرف بستگی داره. اگه پسر آدم بی شخصیته و دختره هم انقدر اعتمادبنفس نداره که دربرابر نتایج احتمالی دوام بیاره بهتره نگه.
البته دخترا که خوب بلدن غیرمستقیم به طرف حالی کنن که ازشون خوششون میاد مگه نه؟ به نظر من اگه دوست تو با اون پسره ارتباط داره (منظورم برخوردهای محل کار و غیره است) حتما پسره تاحالا فهمیده که ازش خوشش میاد و اگه پسره عکس العملی نشون نداده پس زیاد راغب نیست. البته من خودم به احتمالات زیاد کار ندارم و حتما باید تست کنم.
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۲۷:۲۳
درسته ولی خیلی از دخترا بسیار تودار و با سیاست تر از اونی هستن که طرف مقابلشون بخواد بفهمه!
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۵۴:۱۵
فکر میکنم به این قضیه نباید مطلق نگاه کرد و یک موضوع نسبیه و بسته به ظرفیت فرهنگی و خانوادگی و اجتماعی افراد فرق می کنه.
فکر می کنم یه راه حل بی حاشیه در چنین موقعیتی ، این باشه که یکی از بهترین دوستهای مورد اعتمادش این کارو بکنه. پیشنهاد میدم تو هم این کارو واسه دوستت انجام بدی.
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۵۵:۲۷
دارم فکر میکنم با خودم … نمیدونم واقعا کار درستیه که یه شخص سومی وارد این موضوع بشه یا نه؟؟؟
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۰۹:۵۶
وقتی دوستت این شهامت رو نداره باید چیکار کرد؟
باید وایساد تا داغونتر بشه؟
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۱۵:۲۹
بنظر من خودش باید این شهامت رو پیدا کنه و بگه…واقعا گیج شدم!!!
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۴۳:۱۲
اگه خودش بره که معلومه خیلی بهتره ولی فکر می کنم باید بهش کمک کنی
نکنه تو هم به اون قسمت منفیش فکر می کنی که “اگه نشه چی؟”
این حرفها رو ول کن.
اگه قبول نکرد که هیچی همه راحت میشن
ولی می دونی اگه بشه چی میشه؟
چه عشقی رو پیوند می زنی؟
به قسمت خوبش فکر کن .
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۵۵:۰۹
دقیقا به قسمت منفیش فکر میکردم
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۱۸:۵۴
سلام عزیزم موضوع خیلی جالبی رو مطرح کردی که ذهن منو هم چند وقت ÷یش خیلی مشغول کرده بود خلاصه نظر من اینه من فکر نمیکنم شهامتشو ندارم احتمال خیلی زیاد و ترجیح میدم کلا بیخیال شم ولی از خوندم مطلب و نظرا خیلی خوشم اومد و دارم بیشتر بهش فکر میکنم
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۳:۰۲:۳۷
امیدوارم به نتایج خوبی برسی
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۴:۲۹:۴۴
به نظرم آدم نباید برای گفتن عجله کنه. بهتره به اون آدم نزدیک شی و ببینی واقعا چقدر شبیه رویاهات ه. اگه نظرت عوض شد که هیچ. اگه باز هم دوست ش داشتی باید بفهمی اون هم دوست ت داره یا نه. یا اصلا میخواد با کسی باشه یا نه. شاید اون آدم شرایط ش رو نداره و نمیخواد به کسی فکر کنه. اینها رو باید بپذیره آدم..
بعد اینکه دخترا خیلی حساس ن و نه شنیدن کاملا داغون شون می کنه اما پسرا نه. خیلی عادی بی خیال میشن و میرن سراغ بعدی.
به هر حال آدم باید گاهی شجاع باشه. اگه کسی بود که فکر می کنی ارزش ش رو داره باید بگی دیگه.. یا یه جوری بفهمونی خلاصه. اگه اون هم جواب داد یه جورایی میشه رک تر مطرح ش کرد. به هر حال گند زدن هم بهتر از هیچی نگفتن ه به نظرم.
من خودم این کار رو کردم. الان هم واقعا راضی م.. ولی باز هم میگم. آدم باید جنبه پذیرش هر جواب و عکس العملی رو داشته باشه ها.
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۷:۲۹:۵۲
هر دو طرف باید جنبه خیلی چیزا رو داشته باشن
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۷:۳۰:۲۶
خب حالا ناراحت نشو…میگم نیان خواستگاریت
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۰۲:۴۰
من یه چیزی دیگه هم اضافه کنم
برای پسرا هم خب آسون نیست که به دختر مورد نظرشون ابراز علاقه کنن.اونا هم از جواب منفی حس خوبی ندارن و نگران هستند.
ولی چه جواب مثبت باشه چه منفی آدمو ازین تعلیق در میاره.خیالشو راحت میکنه.تکلیفشو مشخص میکنه.
تو تاریخ ایران زمین هم کم نبودن خانومایی که پیش قدم شدن.یعنی رسم و سنتی نیست که حالا بخواد با اقدام دختر خانوم شکسته شه.
خیلی از اقایون یه نقر رو واسطه میکنن تا این پیام رو به دختر مورد علاقه شون بدن.
دوست شما میتونه از یه نفر بخواد که به اون آقاهه بگه.میخوای من برم از طرف دوستتون اقدام کنم؟
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۰۳:۳۱
فعلا که نگفته…
آبان ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۲:۴۹:۳۵
حتما بهش میگم…
آبان ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۰۶:۰۰
من بمیرمم به کسی که دوسش دارم نمیگم دوستت دارم…
آخه خیلی مغرورم
آبان ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۰۶:۵۰
ای بابا پس احساساتت کجا رفت سارا؟؟؟
آبان ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۱۰:۵۵
فکر کنم من با بقیه خیلی فرق دارم ولی میخوام که بگم ولی نمیتونم به خاطر یه سری مشکلات…
آبان ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۰۱:۱۱:۵۹
بهر حال موفق باشی عزیزم
آبان ۲۹, ۱۳۸۹ @ ۱۶:۱۱:۵۶
من دوسش دارم ولی هرگز نمیتونم غرورمو زیر پا بذارم.
و البته باید بگم که عشقم واقعا حقیقی هست
آبان ۲۹, ۱۳۸۹ @ ۱۸:۱۸:۱۰
واقعا حقیقی یعنی چی؟
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۳۵:۴۰
اره واقعا خیلی موضوع مهمی است که یه دختر عاشق بشه ونتونه ابرازش کنه. منم دقیقا همین حالت برام پیش اومده حتی من اوایل احساس میکردم پسر مورد نظرم به من علاقه داشت ولی الان بعد از گذشت ۲ سال که من و اون همدیگرو ندیدیم نمیدونم این پسر به من علاقه داره یا نه! چون هیچ حرفی نمیزنه و اون نمیدونست که منم دوستش دارم! حالا از نظر شما من میتونم از طریق یکی که اونم میشناستش وباهاش راحته بپرسم که نظرش در مورد من چیه؟
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۵۳:۲۱
بنظرم حتما این کار رو انجام بده
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۱۸:۴۶
ولی گلی من نمیدونم که اون طرف چی بهش بگه.چون میخوام غیر مستقیم باشه!ممنون منتظرم
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۲۴:۴۲
خب مگه به اون فرد واسطه اعتماد نداری؟
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۳۲:۲۰
اره اعتماد دارم.میگم که میخوام علاقمو غیر مستقیم بهش بگم من نمیدونم که چی بگم که هم غرورم شکسته نشه و هم علاقمو فهمونده باشم.
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۳۳:۴۵
بنظرم به واسطه ت بگو که بهش بگه تو دوست داری بیشتر باهاش آشنا بشی و بیشتر همدیگه رو بشناسین
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۱:۵۱:۳۱
اخه دلزین جون من دوست ندارم که باهاش دوست باشم .و اونم در حال حاضر با کسی دوست نمیشه در ضمن اون چهار سال پیش به همون شخص سوم پیشنهاد دوستی با منو داده بود ولی من قصد نداشتم با اون دوست بشم ویک هفته به اون زنگ نزدم.بعد از این تا به حال هیچ اتفاقی بینمون نیفتاده چون اون به خاطر تحصیل از من دور شد حالا من تکلیف خودمو با این عشق نمیدونم به نظرتون چیکار کنم که تکلیفمو بدونم
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۲:۰۵:۲۹
بنظرم یه خورده به خودت وقت بده بیشتر فکر کن به همه جوانب بعد یه تصمیم جدی بگیر
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۲:۳۴:۰۲
آذر ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۲۲:۳۵:۱۴
واست دعا میکنم عزیزم
دی ۰۶, ۱۳۸۹ @ ۱۹:۴۵:۴۱
خب من ی بار اینکارو کردم . سه دفعه متوالی از کسی که شش ماه از من کوچیک تر بود خواستگاری کردم بهش گفتم خیلی بهش علاقه دارم هر دفعه هم جواب نه شنیدم اما اصلا هم خجالت نکشیدم وقتی بهش گفتم سه بار بهت پیشنهاد میکنم خوب فکراتو بکن فکر کرد مسخرش کردم اما خب جواب رد بهم داد گفت نمیشه و من نمیتونم به مامانم اینا بگم و مامانم برام آرزوها داره و از این حرفها تا اینکه چند روز بعد بهم گفت یک دختر ازش خواسته باهاش بره خارج اونم دختره را گذاشته رو تخم چشماش! همون پسری که مامانش براش آرزو ها داشت مامانش را راضی کرد.
راستش باورم نمیشد که بهم جواب رد بده با اینکه بهم جواب رد داد ازم تقاضای چیزهای دیگه کرد که این خواستش برام خیلی عجیب بود بعد از اون روز تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت این قدر پر رو نشم چون به جز اینکه خودم را خراب میکنم کار دیگه ایی از دستم بر نمیاد و تازه طرف هم گمراه میشه!
اینم از مردهای ما که نه فرهنگ دوست داشتن را دارند و نه ارزش دوست داشتن!
دی ۰۶, ۱۳۸۹ @ ۲۰:۱۷:۱۶
فروردین ۲۰, ۱۳۹۰ @ ۲۰:۳۳:۲۸
سلام منم همین کارو کردم ولی اون جوابش منفی بود و الان احساس حقارت میکنم!
فروردین ۲۱, ۱۳۹۰ @ ۰۸:۴۷:۱۱
عزیزم تو کار خوبی کردی پس حقارت رو فراموش کن
اسفند ۲۸, ۱۳۹۰ @ ۱۸:۳۸:۵۵
سلام گلم
عیدت از پیش مبارک
کد آهنگتو میتونم داشته باشم ؟
اسفند ۲۸, ۱۳۹۰ @ ۱۹:۱۸:۳۱
سلام عزیزم
فایل آهنگ رو واست ایمیل کردم
سال نو شما هم مبارک
فروردین ۲۹, ۱۳۹۱ @ ۱۶:۰۲:۵۶
سلام دوس جونم.مرسی از مطلب قشنگت.بهم شهامت داد که حرفمو بهش بزنم.همین الان بهش میگم.با این که میترسم ولی…. می ارزه

اردیبهشت ۰۱, ۱۳۹۱ @ ۲۳:۲۵:۳۳
دلژین جان واقعال موضوع خوبی و مطرح کردی ازت مم :tongue: نونم گلم
ولی از نظر من عاشق شدن خیلی بده چون در هر صورت دل آدمها شکسته میشه البته این نظر منه :face:
اردیبهشت ۰۱, ۱۳۹۱ @ ۲۳:۲۶:۳۸
دلژین جان واقعال موضوع خوبی و مطرح کردی ممنونم گلم
ولی از نظر من عاشق شدن خیلی بده چون در هر صورت دل آدمها شکسته میشه البته این نظر منه :face:
خرداد ۰۱, ۱۳۹۱ @ ۱۴:۲۴:۵۳
خیلی میترسم چون فامیل هستیم میترسم بره به کسی بگه و ابروم بره از طرفی اگرم بخوام بهش بگم نمیدونم چی بگم؟ چیکار کنم که فکر نکنه که سرکارش گذاشتم؟ خواش میکنم کمکم کن دارم دیوونه میشم
خرداد ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۱۴:۳۹
محدثه عزیزم اگه باهش دوست شدی میره میگه بعد محلش نذار :getlost:
خرداد ۰۳, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۱۱:۰۳
اگه بخوایم واقع گرایانه نگاه کنیم ،ابراز علاقه از طرف ِ پسر یا دختر تفاوتی نداره … اما مشکل فرهنگِ حاکم در این مملکتِ که طوری جلوه داده که مرد همیشه طالب است و زن همواره مطلوب ، در حالیکه در یک رابطه ی صحیح مرد و زن باید هر دو نقش ،یعنی طالب و مطلوب بودن رو ایفا کنند
من و شما به تنهایی نمیتونیم این فرهنگ ِ غلط رو اصلاح کنیم و عزمِ خیلی خیلی جدی تری رو طلب میکنه، در فرهنگ فعلی اگه یه خانم میخواد ابراز علاقه کنه باید کاملا آقا رو بشناسه و بدونِ که آدمِ عاقلیه،در غیر اینصورت ممکنه اون آقا بی جنبه باشه و پر رو بشه و حتی در مواقعی سوء استفاده کنه …. بنابراین با شرایط فعلی ِ حاکم بر جامعه یه خانم نباید عشقشُ به هر بی سرو پایی ابراز کنه و اول کاملا جوانبُ بسنجه و افکار اون آدمُ بشناسه بعد اقدام کنه … در غیر اینصورت چاره ای جز صبر و تحمل نداره ،که این تحمل هر چند سخته اما ارزشمندِ
خرداد ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۰۳:۲۷:۱۷
midonin manam dochare hamchin hesiam , ama in farhange bikhode ma ya shaiadam khobe ma in ejazaro az man gerefte . man tarafamo kheili dost daram enghadi ke shaiad bekhateresh ba kase digari ezdevaj nakonam ama on bichare ke nemidone , moshkelam injast ke on pesar dostnazdike mas . va man az na shenidan va dastane badesh mitarsam :cwy:
تیر ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۰۲:۱۸:۳۰
mnm hamin moshkelo daram vali man pesaramo tarafam az aghvaam diivoone shodam…
فروردین ۰۱, ۱۳۹۲ @ ۱۶:۲۵:۳۳
سلام.من دانشجوی روانشناسی هستم.پستت تون خیلی زیبا و تاثیرگذار بود…منو ترغیب کرد که نظرمو مفصلا” درباره اش بگم…

به نظر من،وقتی دوتا آدم همدیگه رو دوست داشته باشن و بخوان با همدیگه زندگی کنن،واقعا” چه فرقی میکنه که اول مرد به زن پیشنهاد ازدواج داده یا زن به مرد؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
مثل همون بازی های بچگانه که “تو اول اومدی خواستی با من دوست بشی”!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر هم خانومی این کار رو کرد و بعدا” شوهرش بهش طعنه و سرکوفت زد که تو اول به من ابراز علاقه کردی و اومدی دنبالم،دو تا جواب دندان شکن میشه بهش داد:
اول اینکه،اگه خودت نمی خواستی و راضی نبودی،چرا جواب مثبت دادی و قبول کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ کس رو نمیشه زورکی سر سفره ی عقد نشوند؛اگه با کسی ازدواج کردی،حتی اگه تحمیلی هم بوده،خودت با زبون وا مونده ی خودت کلمه ی “بله” رو گفتی!!!!!!!! چشمت کور،دنده ات نرم،می خواستی نگی!!!!!!!!!!!! حالا که گفتی،خودت خواستی و باید مسئولیتش رو بپذیری…چه زن باشی و چه مرد…! پس باید به اون مرد گفت،خودت خواستی…کسی مجبورت نکرده بود…بعله………!!!!!!!!!!!!!
دوم اینکه:
بهش بگی: لابد مردانگی تو وجودت ندیدم که به خودم جرات دادم ازت خواستگاری کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(لال میشه و دیگه غلط بکنه بخواد به زنش سرکوفت بزنه!!!!!)
البته بلانسبت آقایون….من اصلا” قصد توهین ندارم ولی جواب مرد بی شعوری که این قضیه رو چماق میکنه و تو سر زنش می کوبه،همینه…وسط دعوا هم حلوا خیرات نمیکنن! وقتی توی ازدواجت شکست خوردی و شوهرت باهات بد رفتاری می کنه و زدی به سیم آخر،جواب اون نیش و کنایه ها،میشه یه همچین حرفای تلخی دیگه….به هر حال خواستم اینو بگم که خانوما نگران حرف و حدیث و طعنه نباشن…هر حرفی،جوابی داره و از قدیم هم گفتن،”در دروازه رو میشه بست،اما در دهن مردم رو نمیشه بست”…آأم باید باب میل خودش زندگی کنه نه دیگران…
از نظر روانشناسی هم همین که به طرفت میگی و از احساست با خبر میشه،خیلی احساس آرامش می کنی…خیلی خالی میشی…انگار که یه بار سنگین از رو دوشت برداشته شده…تکلیفت هم روشن میشه…
یه راه حل فوق العاده،که دختر هم جوابش رو بگیره و هم اگه شرایط مناسب نبود،احساس نکنه غرورش شکسته شده،اینه که خودش واسطه ی خودش بشه…یعنی به پسره بگه یه نفر به شما علاقه داره و منو واسطه کرده تا بدونه نظر شما چیه؟ اصلا” شما نظرتون چیه درباره ی اینکه اگه خانومی از آقایی خوشش اومد،بهش بگه؟ به نظرتون کار درستیه؟ اینطوری میشه مزه ی دهنش رو فهمید…اگه فیمینیست و باشعور باشهو برای زنان حق انتخاب قائل باشه،میگه،اگر هم نباشه،میگه…اون وقت با شناختی که از طرز فکرش بهدست آوردی،تصمیم می گیری بهش بگی طرف خودت بودی یا نه….(می تونی توی جلسات بعدی بهش بگی که خودت بودی…)
اگر هم دیدی در مورد طرف اشتباه کردی یا کسی توی زندگیش هست،که قضیه رو همین جا تموم می کنی…تو جوابت رو گرفتی و غرورت هم خدشه دار نشده…
ببخشید که روده درازی کردم ولی زن هم برای ازدواج،حق انتخاب فعالانه داره و حق عاشق شدن داره…این خلاف شرع نیست؛محدودیت های بی دلیلیه که خودمون برای خودمون ایجاد کردیم و باید از بین ببریمش…
خوشبخت و شاد و موفق باشید….سال نو مبارک…
یا حق…التماس دعا…
فروردین ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱۶:۰۱:۱۳
ممنون از نظر جامع و کاملتون
فروردین ۰۷, ۱۳۹۲ @ ۱۹:۴۷:۰۷
سلام دکتر دلجین عزیز
من یه آقایی رو که روانشناس هست رو ۶ ماهه که دوست دارم و خودم ۲۸ سالمه و ایشون ۳۲ . پارسال تابستون به مدت ۶ ماه هم با خواهرم میرفتم کارگاههای روانشناسی با ایشون و بعد از ۶ ماه دیدیم که این آقا همونیه که من همیشه به دنبالش بودم و ایشون رو به لحاظ منطقی و اخلاقی ، عاقلانه دوست دارم ، خواهرم هم تایید میکرد اینو . این آقا همیشه هم سر کلاسهای روانشناسی منو تحسین میکرد .یه روز شماره اش رو گرفتم و هفته ای یه اس ام اس فلسفی و جملات بزرگان بهش میدادمو گاهی هم احوالپرسی در حد خیلی رسمی ، گاهی هم ایشون تو اس ام اس هاش منو بسیار تحسین میکرد ولی هیچ وقت ابراز علاقه نکرد!! تا الان که ۶ ماه گذشت . دیروز نشستم و با خودم فکر کردم که من تا کی تو ابهام بمونم ؟ و از اونجا که رو در رو گفتنش برام خیلی سخت بود ؛ به دلیل اینکه من مطمئن مطمئنم که این آقا واقعا جنبه اش خیلی خیلی بالاست بالاخره دیشب دل رو زدم به دریا و ساعت ۳ !!!! بهش اس ام اس دادم که : I ” Like ” You . و ایشون اون ساعت خواب بود . هنوز از دیشب تا الان هیچ اس ام اسی نداده . ولی من خودمو آماده هر عکس العملی کردم . هر جوابی بده یا حتی اگه جوابی نده برام مهم نیست . مهم اینه که من انقد جسارت و شجاعت داشتم که بهش گفتم و خودم رو از بلاتکلیفی در آوردم و اگه دیگه جوابی نده و اس ام اسی نده ؛ منم کلا دیگه تمومش میکنم و اس ام اسی نمیدم و بعدش هم براشون احترام زیادی قائل خواهم بود و برای ایشون هم آرزوی خوشبختی میکنم . خواهرم به من میگه : من به تو افتخار میکنم که انقدر عاقل و شجاعی . خلاصه من اون کاری که دوست داشتم رو انجام دادم و برای نتیجه اش هم توکل کردم به خدا . درسته که این کار خیلی استرس داره ولی مگه آدم چند بار زندگی میکنه که بخواد عاشق یه نفر باشه و بهش نگه و بعدا بگه : کاشکی میگفتم . شاید اینجوری شاید اونجوری .
فروردین ۱۱, ۱۳۹۲ @ ۱۵:۵۳:۲۵
موفق باشی و بهترینها برات پیش بیاد
فروردین ۰۷, ۱۳۹۲ @ ۱۹:۵۱:۰۹
دکتر دلژین عزیزم ، من واقعا عذر خواهی میکنم که اسم شما رو نوشتم دکتر دلجین . اشتباهی نوشتم .