یادداشتهای روزانه دکتر دلژین
خوراک
  • خانه
  • درباره
  • پیام خصوصی
  • داستانهای کوتاه
  • کلینیک آنلاین دندانپزشکی

خفته در خود

اردیبهشت ۱۲ ۱۳۹۱

روز استاد مبارک…

 

خیلی سخته وقتی کسی پدرش رو از دست میده بتونه کسی رو جایگزین پدرش کنه ولی من این شانس رو توی زندگی داشتم و دارم که کسی مثل یه کوه استوار توی تمام مراحل زندگیم پشتم ایستاده و حواسش به منه … چه توی دوران سختی و مریضیم و چه توی بهترین دوران زندگیم…

شاید اولین بار دو هفته پیش بود که سفره دلم رو واسش باز کردم همونطور که اشکام میریخت ،فقط بهم نگاه میکرد و حرفهامو با دقت و بیطرفانه گوش میکرد…او کسی نیست جز پدر شوهرم…شاید ابراز احساساتش مثل پدرم نباشه و حتی ابراز احساسات منم نسبت بهش مثل پدر خدابیامرزم نباشه ولی واقعا دوسش دارم…شاگردهای زیادی رو تربیت کرده ،به مقام استادی رسیده ولی پشت اون چهره خشکش،قلب مهربونی در حال طپشه…بخاطر همه پشتیبانیهاش ازش ممنونم  بخاطر همه درسهای زندگی که از رفتارش دارم میگیرم…روزش مبارک…روز همه معلمها،اساتید و هر شخصی که توی زندگی نقش استاد رو برای ما داشته و داره،مبــــــارک!

توسط دلژین • خفته در خود • ۴۴

اسفند ۲۸ ۱۳۹۰

تن تو ارزونی خاک…

 

اّه لعنتی…باز توی این چراغ قرمز گیر افتادیم…سگرمه هاش میره توی هم…با خنده بهش میگم مامان اخم نکن زشت میشی!!!

بهم نگاه میکنه یعنی خودت خیلی خوشگلی؟!

آره که خوشگلم… آخه شبیه همونم که دلت رو سی و چند سال پیش برد….

هر دومون میزنیم زیر خنده…توی یه چراغ قرمز طولانی در یه غروب ۲۸ اسفند…

صدای ضبط انقدر بلندِ که سر و صدای حاجی فیروزایی که دارن بیرون میخونن رو نمیشنویم…

من و مهتاب داریم میخندیم…به چی؟

انقدر میخندیم که از گوشه چشمامون اشک سرازیر شده و فقط خودم و خودش میدونیم این اشک چیه؟

***یکی داره میخونه :

بوی موهات زیر بارون ،بوی گندم زار نمناک، بوی سبزه زار خیس ،بوی خیسِ تن خاک
جاده های مهربونی ،رَگای آبی دستات، غمِ بارونِ غروب،ته چشمات تو صدات

سرم رو به پنجره تکیه میدم واشکام سرازیر میشه…پسر بچه ماشین بغلی زل زده بهم …مامان پاش رو گذاشته روی گاز و میره…

باید بود و امشب شمعهای تولد ۶۰ سالگیش رو فوت میکرد…مگه نه مامان؟ میگه  قسمت نبود و صداش توی آهنگ گم میشه

قلب تو شهر گل یاس ،دست تو بازار خوبی ،اشک تو بارونِ رویِ مرمرِ دیوارِ خوبی
ای گِل آلوده گُل من ،ای تن آلوده یِ دل پاک ،دلِ تو قبله این دل ،تن تو ارزونی خاک …تن تو ارزونی خاک

خب مامان من دلم تنگشه…خیلی تنگ…نمیشه امشب بیاد و تولد بگیریم؟ میگه گریه کن دخترکم ، گریه کن سبک بشی … باز بقیه کلماتش توی صدای خواننده گم میشه…

بوی موهات زیر بارون ،بوی گندم زار نمناک ،بوی شوره زار خیس ،بوی خیس تن خاک
یاد بارون و تن تو ،یاد بارون و تن خاک ،بوی گل تو شوره زار، بوی خیس تن خاک، همیشه صدای بارون صدای پای تو بوده همدم تنهایی هام قصه های تو بوده

میگم مامان خیلی با این آهنگ خاطره داری؟مگه نه؟…

دیگه ماشین حرکت نمیکنه ایستاده گوشه اتوبان و سرش رو گذاشته روی فرمون و باز صدای هق هقش توی صدای آهنگ گم شده…

وقتی که بارون می باره تو رو یاد من می یاره یاد گلبرگای خیس روی خاک شوره زاره
ای گل آلوده گل من، ای تن آلوده دل پاک ،دل تو قبله این دل ،تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک
تن تو ارزونی خاک

 

***صدای بارون

توسط دلژین • حال این روزهای من, خفته در خود, روزانه های دلژین • ۲۲

1 2 3 4 5 6

درباره من

دلژین هستم...متولد سال 1360,متاهل , دندانپزشک... دلژین یه اسم کردیه بمعنای " قلب زندگی "... این جمله رو همیشه از من یادتون باشه: Be Yourself ... یه خانم هستم با نقشهای متفاوت در زندگی, یک فرزند , یک همسر , یک عروس ,یک خواهر, یک دوست , یک دندانپزشک و ... ولی همیشه سعی میکنم خودم باشم!

دانلود موزیک متن

فهرست موضوعی

  • just for FUN (3)
  • My Best&old Memories (8)
  • آهنگهایی که دوست میدارم (۲۸)
  • برداشت آزاد (۱۸)
  • حال این روزهای من (۱۵)
  • خفته در خود (۱۲)
  • داستانهای کوتاه (۳)
  • درد دلهای دلژین (۶۰)
  • دست نوشته های دلژین (۳۴)
  • ذهن آشفته (۴۲)
  • روزانه های دلژین (۱۰۸)
  • سرگرمی (۲۱)
  • سفر نوشت (۵)
  • شعر و متنهای دوست داشتنی (۴۱)
  • عمومی (۵۶)
  • قطعۀ دوست داشتنی از یک کتاب (۵)
  • ماجراهای دوران دانشجویی (۱۰)
  • مینیمال (۱)

آرشیو نوشته ها

لینکهای ثابت

  • poem & pic
  • یک مرد

دوستان خوب دلژین

وبلاگهایی که در 2 روز اخیر آپدیت شده اند :

Google PageRank Checker