تیر ۲۴ ۱۳۹۰
شروع…
از کنار هیچ قصه ای نمیتوان براحتی گذشت…هر کسی قصه ای دارد یا میتواند بیان کند یا تا ابد در خاطرش ثبت میکند…در هر دو صورت قصه اش ثبت میشود در حالت اول در یاد و خاطر همه و در حالت دوم فقط و فقط در خاطر و یاد خود…
تصمیم دارم توی این قسمت که “داستانهای کوتاه” نام دارد، قصه هایی که خودم مینویسم و یا قبلا نوشتم رو بذارم تا شما دوستان هم بخونین و نظراتتون رو بگین…
مطمئنم مثل همیشه همراههای خوبی برای ادامه این راهم هستین ![]()
***بروزرسانی : خانم گُل منتشر شد…



