یادداشتهای روزانه دکتر دلژین
خوراک
  • خانه
  • درباره
  • پیام خصوصی
  • داستانهای کوتاه
  • کلینیک آنلاین دندانپزشکی

سفر نوشت

خرداد ۱۵ ۱۳۹۰

پراکنده نوشتی درباره چابهار

 

چابهار به دو قسمت تقسیم شده : منطقه آزاد و شهر که این دو قسمت با یه دروازه از هم جدا میشن…منطقه ازاد همون قسمتی که توش هتل ما بود و بسیار تمیز و شیک…ولی متاسفانه زندگی مردم توی منطقه ازاد ختم نمیشه…

وقتی با بلوچها صحبت میکنی یه آرامش خاصی توی رفتارشونه خیلی آرومن…طوریکه من به R میگفتم اگه من بخوام بمونم فقط و فقط بخاطر بومیهاشه…اگر چه بقول خود بلوچها،فارسها اومدن توی شهرشون و بیشتر کارها دست فارسهاست…بیشتر بلوچها به کار صیادی مشغولن و یا واسه مهاجرهای غیر بلوچ کار میکنن…

وقتی رفتیم بازار قدیم شهر، تازه به زندگی اصلی مردم پی بردم متاسفانه از بازار قدیمشون نتونستیم عکسی بگیریم چون لیدرمون بهمون هشدار داد که نسبت به خانمهاشون تعصبات زیادی دارن و اگه دوربین بخوایم بیرون بیاریم حالت خوشایندی نخواهد داشت بنابراین ما هم بیخیال شدیم…

از تهران تا چابهار با پرواز مستقیم ۲/۱۵ طول میکشه…یه سری پروازها مستقیمه و یه سری دیگه یا توی بندرعباس یا زاهدان میشینه و مسافر پیاده میکنه و سوخت گیری میکنه که البته پرواز رفت ما توی بندر نشست ولی برگشت مستقیم بود

در مورد خرید،اصلا جای مناسبی واسه خرید نیست یعنی فقط پتو و روتختی هاش قیمت نسبتا مناسبی داشت ولی بقیه اجناس مثل لباس و کفش و … از تهران میومد…یه بندری حدود ۵۰ کیلومتری چابهار هست به اسم “کنارک” که میگفتن جنس از پاکستان میارن ولی اجناسش همه استوک یا لته است که ما نرفتیم ببینیم ولی خود مردم چابهار بیشتر خریداشون رو مثل اینکه از کنارک میکنن…

بهر حال اینم پراکنده نوشتی بود از چابهار … اگه میخواین ۳ روز فقط آرامش داشته باشین و از هیاهوی شهرای بزرگ و ستیزه جویی و پرخاشگریهای مردم به دور،حتما چابهار رو انتخاب کنید…یه مورد دیگه اینکه ما با تور رفتیم …قیمت تور ۳ شب توی بهترین هتلش + صبحانه بوفه و ترانسفر فرودگاهی(اینش خیلی مهمه چون فاصله فرودگاهش تا خود منطقه ۴۵ کیلومتره) و گردش = ۴۰۰۰۰۰ ت واسه هر نفر…البته بگم که بلیط رفت و برگشتش ۲۲۶۰۰۰ ت هستش که فکر کنم توی پروازهای داخلی خیلی گرون باشه

***عکسها و بقیه سفرنامه توی پست بعدی

توسط دلژین • سفر نوشت • ۱۸

خرداد ۱۴ ۱۳۹۰

چابهار (قسمت۲ )

بقول خود بومیها،دریای بزرگ…در واقع همون دریای عمانه ولی چون این قسمت اسکله نداره و موج شکن نذاشتن واسه همین خیلی موجهای بلندی داشت و وقتی به صخره ها میخورد منظره خیلی قشنگی داشت

بیشتر

توسط دلژین • سفر نوشت • ۳۶

1 2 3

درباره من

دلژین هستم...متولد سال 1360,متاهل , دندانپزشک... دلژین یه اسم کردیه بمعنای " قلب زندگی "... این جمله رو همیشه از من یادتون باشه: Be Yourself ... یه خانم هستم با نقشهای متفاوت در زندگی, یک فرزند , یک همسر , یک عروس ,یک خواهر, یک دوست , یک دندانپزشک و ... ولی همیشه سعی میکنم خودم باشم!

دانلود موزیک متن

فهرست موضوعی

  • just for FUN (3)
  • My Best&old Memories (8)
  • آهنگهایی که دوست میدارم (۲۸)
  • برداشت آزاد (۱۸)
  • حال این روزهای من (۱۵)
  • خفته در خود (۱۲)
  • داستانهای کوتاه (۳)
  • درد دلهای دلژین (۶۰)
  • دست نوشته های دلژین (۳۴)
  • ذهن آشفته (۴۲)
  • روزانه های دلژین (۱۰۸)
  • سرگرمی (۲۱)
  • سفر نوشت (۵)
  • شعر و متنهای دوست داشتنی (۴۱)
  • عمومی (۵۶)
  • قطعۀ دوست داشتنی از یک کتاب (۵)
  • ماجراهای دوران دانشجویی (۱۰)
  • مینیمال (۱)

آرشیو نوشته ها

لینکهای ثابت

  • poem & pic
  • یک مرد

دوستان خوب دلژین

وبلاگهایی که در 2 روز اخیر آپدیت شده اند :

Google PageRank Checker