یادداشتهای روزانه دکتر دلژین
خوراک
  • خانه
  • درباره
  • پیام خصوصی
  • داستانهای کوتاه
  • کلینیک آنلاین دندانپزشکی

اسفند ۱۷ ۱۳۹۰

او فقط یک عیب دارد…

 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت. فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد: چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟
خداوند پاسخ داد: دستور کار او را دیده ای؟
او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت: شش جفت دست؟ امکان ندارد؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.
-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.
خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید، از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید.
خداوند فرمود : نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم. از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی.
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد.
فرشته پرسید: فکر هم می تواند بکند؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.

آنگاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد: آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید : اشک دیگر چیست؟
خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد. شما نابغه‌اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید،

چون زن ها واقعا” حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت: این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد
فرشته پرسید: چه عیبی؟
خداوند گفت : قـــــــــــــدر خـــــــــــــودش را نمـــــــــــــی داند

خلقت زن / شل سیلور استاین

توسط دلژین • شعر و متنهای دوست داشتنی, قطعۀ دوست داشتنی از یک کتاب • ۲۳

اسفند ۱۶ ۱۳۹۰

وجدانها در خواب غفلت…

 

توی این چند وقته یه مقدار دستم بدتر شده بود دکترم گفت که مایع مغزی نخاعی ازم بگیرن تا یکسری آزمایشات تخصصی تر انجام بشه…دیروز باید میرفتم بیمارستان.

استرس زیادی داشتم چون میدونستم درد زیادی رو باید متتحمل بشم ولی چاره ای نبود دیگه…خلاصه ساعت ۹ توی اتاق جراحی سرپایی اورژانس آماده بودم تا دکتر ازم مایع نخاعی رو بگیره…حدود یه یک ربعی طول کشید دردش زیاد بود اما تموم شد…باید تا دو ساعت بعدش بستری میشدم و استراحت میکردم ولی باید بدونیم که توی اتاق جراحی سرپایی یه بیمارستان شلوغ مطمئنا جای استراحت نیست …

از بیرون اتاق صدای آه و ناله های آدمهای مختلف شنیده میشد…در باز شد و یه آقای حدود ۳۵-۴۰ ساله رو آوردن که سوار موتور بوده و با یه وانتی تصادف کرده و پاش رفته بود توی سپر وانت…رزیدنت مربوطه اومد وشروع کرد ازش هیستوری گرفتن…آخرش بهش میگه ببین اگه ازت پرسیدن دکتر فشارت رو گرفت بگو آره و اینکه فشارت ۱۲۰ روی ۷۰ بوده!!!دوباره میره و بعد چند دقیقه میاد و به مریض میگه ببین اگه اینجا بخوای بمونی باید زخمت باز بشه و شستشو بدهیم و بعدش بخیه بزنیم و در آخر پات تا زانو بره توی آتل گچی…جوری این مراحل رو توضیح میده که ترس رو توی چشمهای مریض میشه دید با یه حالت التماس به پزشک میگه خب چیکار کنم؟با خونسردی تمام بهش جواب میده که اینجا رو بپیچون برو یه درمونگاه که فقط یه بخیه بزنن!!!

بیمار خوشحال از اینکه کاراش داره زود راه میفته سرش رو به علامت تشکر تکون میده و من همچنان دارم به خونریزی پاش نگاه میکنم و اینکه مگه گرفتن فشار چقدر وقت پزشک رو خواهدگرفت؟؟؟مگه باز کردن زخم و اکسپلور کردن نباید الزاما انجام بشه تا از عدم وجود جسم خارجی توی اون ناحیه مطمئن بشیم؟؟مگه تعهد پزشکیمون رو یادمون رفته؟پس وجدان کاری چی؟؟یه لحظه اون پزشک با خودش فکر نمیکنه که شاید یه روزی پدر یا برادر خودش توی یه همچین موقعیتی قرار بگیره؟؟

وجدانها  خفته در خواب غفلت هستند!!!

***باز هم تاکید میکنم هنوز هم پزشکان با وجدانهای بیدار و مسئول ومتعهد کم نیستند…

توسط دلژین • ذهن آشفته, روزانه های دلژین, عمومی • ۴۷

« 5 6 7 8 9 10 11 12 »

درباره من

دلژین هستم...متولد سال 1360,متاهل , دندانپزشک... دلژین یه اسم کردیه بمعنای " قلب زندگی "... این جمله رو همیشه از من یادتون باشه: Be Yourself ... یه خانم هستم با نقشهای متفاوت در زندگی, یک فرزند , یک همسر , یک عروس ,یک خواهر, یک دوست , یک دندانپزشک و ... ولی همیشه سعی میکنم خودم باشم!

دانلود موزیک متن

فهرست موضوعی

  • just for FUN (3)
  • My Best&old Memories (8)
  • آهنگهایی که دوست میدارم (۲۸)
  • برداشت آزاد (۱۸)
  • حال این روزهای من (۱۵)
  • خفته در خود (۱۲)
  • داستانهای کوتاه (۳)
  • درد دلهای دلژین (۶۰)
  • دست نوشته های دلژین (۳۴)
  • ذهن آشفته (۴۲)
  • روزانه های دلژین (۱۰۸)
  • سرگرمی (۲۱)
  • سفر نوشت (۵)
  • شعر و متنهای دوست داشتنی (۴۱)
  • عمومی (۵۶)
  • قطعۀ دوست داشتنی از یک کتاب (۵)
  • ماجراهای دوران دانشجویی (۱۰)
  • مینیمال (۱)

آرشیو نوشته ها

لینکهای ثابت

  • poem & pic
  • یک مرد

دوستان خوب دلژین

وبلاگهایی که در 2 روز اخیر آپدیت شده اند :

Google PageRank Checker